همسر: راستي خانم هزينههاي عكس، دارو و ويزيت دور قبل را از بيمه تكميلي گرفتي.
من: با حالتي اينجوري...
و اینجوری
آره گرفتم.
همسر: چقدر دادن![]()
من: يادم نيست. ولي زياد نبود. شايد يك سوم هزينهاي كه كرده بودي.![]()
همسر: راست می گی؟؟.... چشمهاي منو نگاه كن![]()
![]()
من: ![]()
![]()
![]()
همسر: راستشو بگو، آفرين ازت نميگيرم.![]()
من: حالااااااا يه چيزي دادن ديگه... چيكار داري.... اصلا فكر كن بيمه تكميلي نداري .![]()
![]()
همسر: آخه ميگم اگه اينقدر كم ميدن يعني اينكه اينجا خيلي گرون ميگيرن... برم جاي ارزونتر.![]()
من: اين حرفها چيه... اصلا به اين چيزها فكر نكن... فداي سرت.... فكر سلامتي ات باش... فكر بهترين دكتر و خدمات پزشكي باش. ا ديگه نبينم اينجوري به قضايا نگاه كني... اصلا فكر كن كه اين هزينهها هم برگشت نداره... اگر هم داره كه جاي دور نمي ره مي رسه دست من.![]()
![]()
![]()
همسر: باشه به دست تو برسه كه مسئلهاي نيست. فقط ميگم الكي پول حروم نكنيم.![]()
![]()
من: تو دلم![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه عروسی
آخه تقريبا 80 درصد هزينهها برميگرده... همش هم هاپولي مي شه. هر چقدر بيشتر براي من بهتر. خوب حقمه... من بيمه تكميلياش كردم. اگر نمي كردم كه همش رفته بود.
مديونيد اگر فكر كنيد من به فكر سلامتي همسر نيستم. خدايياش هستم ولي خوب پول هم بد چيزي نيست.
برچسب:
نویسنده: sepehr