دوباره باد می وزد...
و با عبور سرد خود
تمام لحظه های ناخوشی من
به مثل برگهای زرد
ز شاخه ها جدا شده
و با سرود و نغمه ای
به سوی گور خود چه با شتاب میرود
دوباره باد می وزد...
دوباره زنده میکند
تمام خاطرات این دل شکسته را
دوباره زنده میکند
تمام حس و حال آن زمان دور را
دوباره توکنارمن وآن نگاه آشنا
وآن نگاه پر ز عشق و آن صدای دل نشین
و آن دل پر از هراس
دوباره آن سکوت تلخ
و آن هجوم سرد اشک های من
ومن چه دلخوشم کنار عکس های تو
و من فقط میان صحبتم
در آن حضور گرم رب
فقط تو را زجان طلب میکنم
چه می شود اگر تو باشی در کنار من
و یا فقط...
بیایی در سکوت رویای من!!!
برچسب:
نویسنده: sepehr